۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه

متن دفاعیه رضا شصت چی در دادگاه(مرد هزار چهره)

من چه دفاعی دارم از خودم بکنم آقای قاضی من بی دفاعم همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود، لای پرونده ها من ساده بودم من همه چیز را باور می کردم سرم به کار خودم بود من شریف بودم من مقاومت کردم تا حد توان اما من توانم کم بود بنده ضعیف بودم برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران من به همه احترام می گذاشتم و من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقت ها یادم رفت که کجا هستم و همه اینهایی که گفتند مال من نیست حق من نیست من اشتباهی ام من از اولش هم اشتباهی بودم تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی برای خودم برنداشتم من هیچ چیز رو در جیبم نذاشتم من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم من فقط اشتباهی بودم خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو خراب نکردم خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم من فقط اشتباهی بودم حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم من از هیچ کسی توقعی ندارم خدایا تو من رو ببخش

مرد هزار چهره و فرجام آن

مرد هزار چهره در دادگاه و خطاب به قاضی حالا من مانده ام و این همه اشتباه دیگران ادامه دارد...

۱۳۸۷ فروردین ۱۲, دوشنبه

مرد هزار چهره و مسئله دریافت مخاطب 2

رولان بارت به درستی بر نکته ایی اشاره می نماید که راه را بر هر تحلیل و اظهار نظر کلی و از جانب همه مخاطبان می بندد وی با توجه به مسئله دریافت مخاطب، اثر را از صاحب آن جدا دانسته و با این جمله (تولد خواننده و مرگ مولف) نشان می دهد که به تعداد مخاطبان امکان رمزگشایی از یک اثر وجو دارد؛ گرچه امبرتو اکوبعدها با تفکیک متون باز و بسته برخی متون را دارای قابلیت بیشتر و برخی را با قابلیت تاویل کمتر ارزیابی کرد. قصد داشتم به این مسئله اشاره کنم که مخاطبان در برخورد با سریال مرد هزار چهره برداشت های مختلفی می کنند. هایی که با تفسیر من و شما متفاوت باشد این موضوع تا حد زیادی ناشی از تجربه زیسته متفاوت آدم هاست. گروهی از مخاطبان شاید تنها سریالی سرگرم کننده باشد برای ایجاد لحظاتی شاد در ایام نوروز . برخی با خنده تایید می کنند که رفتارهای اغراق آمیز شخصیت های داستان انعکاسی از فضای زندگی روزمره است و برخی دیگر در هر پلان و سکانسی به دنبال چیز خاصی می گردند. می گویند در یک قسمت به نقد طرح امنیت اجتماعی پرداخته شده یا در قسمتی دیگر به نقد روشنفکری یا حتی جلوتر از اینها مدعی اند که حرکات مهران مدیری مانند شخصیت خاصی است، و خیلی تفسیرهای دیگر که نمی دانیم. حکم کلی برای همه مخاطبان صادر کردن،ارائه یک برداشت خاص نمی تواند همواره پاسخگو باشد، گر چه ارائه تفسیرهای عمیق در درک انتقادی مخاطب و افزایش سواد بصری او بسیار موثر و راهگشاست.

۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه

مهران مدیری؛ مرد هزارچهره و داستان روشنفکری(1)

مهران مدیری و سریال مرد هزار چهره سوژه نوروزی وبلاگستان شده است.وقتی جمع مهران مدیری،پیمان قاسم خانی و سروش صحت در کنار هم باشند؛ می توان این انتظار را داشت که حاصل کار چیز در خوری باشد مرد هزار چهره به نظر هزار چهره مردمان این سرزمین است قرار گرفتن در قالب تیپ های مختلف جامعه این امکان را برای سریال به وجود آورده است تا چشم اندازی اگر چه طنز از آنچه در اطرافمان می گذرد را به نمایش بگذارد. امتحان پس داده ای که به دلیل تعدد و تنوع فضاها از حالت کسالت و یکنواختی که مجموعه سریال های نود شبی آپارتمانی دارد دور می سازد. اینکه رفتن در قالب های مخلتف و سرک کشیدن به لایه های مختلف جامعه هم در بالابردن جذابیت این مجموعه باید بسیار موثر دانست در مورد هر قسمت سریال می توان به صورت مستقل بحث کرد؛ آنچه من به آن میپردازم مربوط به قسمت های است که دنیای روشنفکری ، پاتوق های فرهنگی و... را به تصویر می کشد.این زمینه از چند منظر می توان به سریال نگاه کرد. نوعی نقد فضاهای روشنفکرمابی ،نشان دادن پوچی،حماقت و انتزاعی بودن آدم ها و به قول سپهر جندلقی اتمسفر آن. از طرف دیگر این روزها جریانی به راه افتاده به درست یا به غلط سعی دارد تا همه فضای روشنفکری و اندیشه را به نوعی مورد نقد و تمسخر قرار دهد روشنفکری هم مانند فوتبال و برنامه انتقادی نود چون به ساحت سیاست خدشه وارد نمی کند، سوژه خوبی برای تخریب و نظرسازی شده است. اندیشه ورزی ما اینقدر لاغر هست که تاب این تند باد ها را ندارد و این باد مخالف شاید اندوخته اندک را هم در معرض خطر قرار دهد درهرحال این هر دو صورت را می توان دید.این نگاه شاید به مذاق گالری روها،سینما تکی ها، دوستان رستوران گیاهی خانه هنرمندان و بحث های پست استراکچرالیستی دوستان خوش نیاید ازسوی دیگر برخی هم با اشاره به همین نشانه ها همه جریان روشنفکری را به این نشانه ها تقلیل داده و همه مباحث روشنفکری از بنیان به نقد می کشند... ادامه دارد

۱۳۸۷ فروردین ۱۰, شنبه

سال پیش

سال پيش سله دارها‎
‎بهترين پرندگان شهر رادرقفس نگاه داشتند‏
پس دروغ نيست
‏سال پيش،
سال رونق قفس،
‏ سال اشک مادران پير بود
سال حرف هاي تلخ‏
سال شعر هاي خوب بود؛‏
سال پيش از براي کارگر‏سال نيش کوره هاي داغ بود و رنج کار
غصه مريضخانه بود و زاغه هاي خيس
سال پيش باغ ما با شکوفه قهر بود
جعفر کوش آبادي

بهترین های تاریخ موسیقی

در یک جایی، یک جای ناشناخته،جایی که معلوم نیست چطوری و برای چه ساخته شده است به یک فروشگاه موسیقی برمی خورید توی ویترین آن عکسی از الویس پریسلی را می بینید دستگیره در آن را که می چرخانید، پشت پیشخوان جیم موریسون نشسته است و سید بارت در حال جابجا کردن صفحه های موسیقی است صدای موسیقی راک فضا را پر کرده است حدس می زنید از چه گروهی باشد کویین خوش آمدید به وبلاگ بهترین های تاریخ خوش آمدید بهترین های تاریخ موسیقی

۱۳۸۶ اسفند ۱۷, جمعه

انسان

هر حرکتی چیزی به وجود انسان می افزاید یا چیزی از وجود او می کاهد؛ حرکت خنثی وجود ندارد